برای من هرگز جالب نیست که تاریخ چند صد سال گذشته را دوباره می بینم! همه آنچه در کتاب ها خوانده بودم و یا شنیده بودم کاملا زنده و 3 بعدی تکرار شده است. فقط نامها عوض شده و رنگها و زمینه هم. جای شکرش باقی است که این روند کپی نیست بلکه تنها شباهت دارد. بیانیه کیهانی مجلس خبرگان بالحق رهبری!! خود تکرار یک ادعای پوچ و بی محتواست. چرا که آسمان به ریسمان بافته شده تا سخن بدانجا برسد که: “همچنان معظم له را تنها گزينهاي ميدانيم كه لباس رهبري امت بر قامتش زیبنده است”. این بیانیه در حالی توسط احمد خاتمی قرائت شد که “هاشمی شاهرودی” ریاست جلسه را بر عهده داشت!
حال کاری به کار عدم حضور هاشمی در زمان قرائت بیانیه شان نداشته باشیم ،در خبر ابتدایی شروع اجلاس خبرگان بر مبنای سخنرانی آیت الله هاشمی، موضوع تنظیم طرحی توسط دلسوزان نظام برای برون رفت از شرایط کنونی بیشتر مورد توجه شده است. تلاشی که آشکارا می فهماند قضیه اجلاس خبرگان از ابتدا به “کجا….” می رسید و هاشمی دلسوزان نظام را در جایی دیگر جستجو می کند!! و آنجا همان تنها سنگر در امان مانده از خباثت اقتدارگرایان یعنی آخرین سنگر، مجمع تشخیص مصلحت “نظام” است. باید توجه داشته باشیم که بسیاری از اعضای مجلس خبرگان هیچ اطلاعی از این طرح ندارند و در اصل پس از تنظیم توسط “دلسوزان نظام” که به گمانم لفظ جدیدی به جایگزینی “نخبگان نظام” است، به دیده رویت آنان خواهد رسید.
اما آنچه در دیدار آقایان خبرگان و رهبر جمهوری اسلامی عنوان شد جای بسی تا مل دارد. پاراگراف به گراف آن خواندنی است اما قبل از آن بخوانید داستان زیر را….
داستان کوتاه «لباس نوی امپراطور» نوشته ی هانس کریستین اندرسن بدین قرار است که پادشاهی برای آماده شدن در جشن بزرگی ، به دنبال خیاط ماهری بود تا بهترین لباس را برایش بدوزد.خیاطی وارد شهر شد و ادعا کرد که می تواند این کار را انجام دهد.وی یک هفته مهلت خواست ودر اتاقی مشغول کارشد.پادشاه هر روز به او سرمی زد و می دید که هیچ اتفاقی نمی افتد و تنها صدای کار با دستگاه ریسندگی و سایر می آید، بدون آن که این دستگاه ها واقعا چیزی تولید کنند. بالاخره روز موعود رسید و پادشاه بر فراز بلندی قرار گرفت وخیاط به قصد پوشاندن لباس وی برجایگاه رفت. او به گونه ای وانمود می کرد که در حال پوشاندن لباس نو به پادشاه است طوری که همه باور کردند واقعا لباسی وجود دارد ، در حالیکه واقعا چیزی وجود نداشت.پادشاه هم از ترس برملاشدن بلاهتش خیاط را تحسین می کرد وحاضرین نیز به تقلید از پادشاه او را پی درپی تشویق می کردند. ازمیان جمعیت انبوهی که برای تماشا آمده بود، ناگهان کودکی فریاد می زند: پادشاه لخت است ، پادشاه لخت است و جمعیت که تازه متوجه واقعیت شده بودند با او یکصدا فریاد می زنند که پادشاه لخت است ، پادشاه لخت است.
رهبر انقلاب اسلامي نخبگان، خواص و جريانات سياسي را به تقويت بصيرت توصيه كردند و افزودند: وقتي دشمن آشكارا و بدون پرده پوشي در بلواهاي بعد از انتخابات حضور داشت، چگونه ميتوان اين حضور واضح را انكار كرد، بنابراين بصيرت بسيار مهم است زيرا وجود آن در افراد باعث تغيير خيلي از رفتارها خواهد شد .
پیدا کنید خیاطان، کودک و پادشاه لخت را!!
اما توصیه من را همه بزرگان و آنان که دستی در گل این آشفته بازار دارند بخوانند:
رهبر انقلاب اسلامي، شجاعت در فهم در كنار شجاعت در عمل را يكي ديگر از نيازهاي كنوني جامعه بويژه خواص برشمردند و تاكيد كردند: ترس از مال و جان و آبرو، ترس از جو و فضا، و انفعال در مقابل مخالفان نظام(بخوانید مردم) موجب اختلال در فهم صحيح انسان از موضوعات ميشود بنابراين در بيان موضع حق و صحيح نبايد ملاحظه تهمتها و مسائل ديگر را كرد.
آری نکته همین است. گاهی باید حرف حق را از زبان دیگری شنید.
اما این لباس نه هر خلعتی است و ماجرای عید فطر و همگرایی مراجع تمام بلاد اسلامی در اعلام روز دوشنبه به عنوان اول شوال به اینجا می کشد که می فرمایند:
ایشان افزودند: منتها البته امسال هم مشاهده كردید، با اینكه بعضی از آقایان بزرگ و محترم و مراجع عظام نظرشان نظر دیگری بود، هیچ تظاهری به این نظر مخالف انجام نگرفت؛ شما ملاحظه كردید. این خیلی چیز مهمی است؛ این خیلی چیز عظیمی است؛ خیلی باید قدردانی كرد. اینجور نبود كه حالا یك نماز عید روز یكشنبه تشكیل بشود مثلاً در اصفهان یا در مشهد یا در تهران یا جای دیگر، یك نماز عید هم روز دوشنبه. همچین كاری اتفاق نیفتاد؛ این خیلی مهم است.
رهبر انقلاب ادامه دادند: خوب، بزرگان انصافاً همینطور كه همیشه عقیده ما بوده و الان هم هست، به مصالح نظام، به مبانی نظام خیلی پایبندند، خیلی معتقدند؛ انسان اینها را میبیند؛ و واقعاً باید قدردانی كرد، شكرگزاری كرد. بنده كه خیلی از آقایان محترم و بزرگی كه فتوایشان هم غیر از آن چیزی بود كه مبنای حكم ما بود، متشكرم، اما در عین حال، به مخالفت تظاهری نكردند؛ این خیلی چیز مهمی است. دشمن البته ممكن است یك كلمه حرف بزند و این را بزرگ كنند و جنجال كنند و هیاهو كنند؛ ما كه تابع نغمه دشمن كه نیستیم.


